ای که با ناز نگاهت به دلم چنگ زدی

ای که با ناز نگاهت به دلم چنگ زدی
روز و شب فلسفه ی خواب مرا رنگ زدی


رفتی و نرگس شهلای تو بی تابم کرد
مست عالم شدی و پا به دل تنگ زدی


نغمه ی عشق تو در سینه ی من رویایست
تا که با دست محبت به دل آهنگ زدی


نازم آن ناز نگاهت که به خط دل من
با طنین نفس عاشق خود زنگ زدی


نفس گرم تو تا عرش صفایم می برد
هم نفس از چه دراین جاده کمی لنگ زدی


چنگ بردار و کمی خسته دلان را بنواز
ای که با ناز نگاهت به دلم چنگ زدی
دیدگاه ها (۱۵)

قدم بزنیم . . .من با ” تـــــــــو ”تو با هر که دلت خواست !ف...

این بار زنده می خواهمتنه در رویانه در مجازاین که خسته بیاییب...

من از عهد آدم تو را دوست دارماز آغاز عالم تو را دوست دارمچه ...

دل من خسته شده،نازکشیدن بلدی؟!روی لبخندغمش،سازکشیدن بلدی؟!مب...

#عید_قربان_مبارکما چه داریم برایت ای عشق! که بریزیم به پایت ...

«غروب بی پایان»تارهای سازم را به بندبند روحم گره زده ام. چشم...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط