لعنت بہ دلم

لعنت بہ دلم

ڪہ درپے ات ویراڹ شد

لعنت بہ غمـت

کـه دردلم پنهـاڹ شد

لعنـت بہ منے

که چوڹ تویے رامے خواست

لعنــت بہ دلے

کـه باتوهـم پیمان شد!!
دیدگاه ها (۲)

مادر است دیگر...سیزده به درش را می آورد دم در پادگان پیش پسر...

لعنت به دلم که در پی ات ویران شد،، لعنت به غمت که در دلم پنه...

من که راهی شده ام سوی نبودن هایت سوی آن کوچه ی مهتاب و غم زی...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط