وای ازآن شب که تو مهمان شده باشی جایی

وای ازآن شب که تو مهمان شده باشی جایی
چشم بد دور،غزلخوان شده باشی جایی
بله!یک روز توهم حال مرا میفهمی
چون که در آینه حیران شده باشی جایی
بی گناهی ست که تهمت زده باشند به او
باد،وقتی که پریشان شده باشی جایی
ماه من طایفه روزه بگیران چه کنند
شب عیدی که تو پنهان شده باشی جایی
صورت پنجره در پرده نباشد از شرم
کاش!وقتی که تو عریان شده باشی جایی
من نشستم بروی می بخری برگردی
ترسم این است مسلمان شده باشی جایی .
.
.
.
.
.
مهدی فرجی
کتاب چمدان معطل
دیدگاه ها (۶)

⁨⁨تو نقطه‌ضعفم را نمی‌شناختی؛ سال‌ها نگهبانش بودیاجازه بدهید...

فاصله یک لبخند تا جنون

وای از آن شب که تو مهمان شده باشی جاییچشم بد دور، غزلخوان شد...

وای از آن شب که تو مهمان شده باشی جاییچشم بد دور@غزلخوان شده...

وای از آن شب که تو مهمان شده باشی جاییچشمِ بد دور! غزل‌خوان ...

وای از آن شب که تو مهمان شده باشی جاییمست با این، بغلِ آن شد...

وای از آن شب که تو مهمان شده باشی جاییمست با این ، بغلِ آن ش...

وای از آن شب که تو مهمان شده باشی جاییچشمِ بد دور! غزل‌خوان ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط