ما یاد گرفته ایم اسیر قانونی باشیم که خود وضع کرده ایم.از

ما یاد گرفته ایم اسیر قانونی باشیم که خود وضع کرده ایم.از دیگران می رنجیم چون خصلتی را در وجود او می بینیم که در خود سر کوب کرده ایم.درد می کشیم چون خصلتی که اصل ما بود رادر خود حبس کرده ایم.وآن بر روح ما سنگینی می کند.
پذیرش وآزاد کردن احساسات اولین راه رسیدن به آرامش است. اماجامعه ای که در آن زیست می کنیم.این را از ما نمی پذیرد.مدام ما را وا می دارد که خودمان نباشیم.
تابع او باشیم وتا زمانی که تعریف مشخصی از خود نداشته باشیم با این نقابها در گیر خواهیم بودوتا روز آخر به کسانی برخورد خواهیم کرد که نفرت وانزجار وهراس را در ما به وجود می آورند.
در واقع آنها مالک احساست ما هستند.تا زمانی که صاحب خود واحساسات خود نباشیم دیگران از ما به نفع خود سود خواهند برد. وما انباری از خواسته ها وتمایلات واحساست دیگران خواهیم بود.
وسر خورده وپریشان دنبال راضی کردن خود به جایی هم نخواهیم رسید.آنچه مارا رنج می دهد رفتار دیگران یا عمل توهین آمیز آنها نیست.احساسی است که درون ما دفن شده است.خود من است که زندانی شده است
دیدگاه ها (۱۵)

وقتی اتفاقات زندگی بیش از توان تو قدرت داشته باشند وتو را به...

بر سر ما چه امده؟بشر امروز چه چیزی را گم کرده که اینقدر جنون...

اگر دقت کنی کل هستی آرام وبدون زحمت کار خود را انجام می دهد....

می دانی سخن گفتن اکنون چقدر برایم دشوار است.اکنون که می دانم...

خواهیم دید حرومزاده♦️ترامپ نقض آتش بس را تایید کرد؛ ممکن است...

‌♨️ شیخ قاسم: 🔹هیچ منطقه آزمایشی، هیچ منطقه امنی برای «اسرائ...

#در_باب_زندگیدل‌مان می‌خواهد آدم‌ها را بشناسیم، از گریزِ وحش...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط