پارت جدید

پارت جدید


روی صندلی بسته شده بودم وایی نه کیفم کجاست ؟ وسایلم
همون لحظه با باز شدن در نوری روی صورتم نشست کسی وارد اتاق شد که ماسک زده بود و خیلی ترسناک بود بخاطر ترسم کمی تو جای خودم وول خوردم اما اون بیخیال به سمت من اومد و چاقویی رو از تو جیبش در آورد و از روی زانوم تا گردنم ادامه داد و
..:تو خیلی خوشگلی، اولین باری که دیدمت باید برای من میشدی ‌.
÷برو عقب عوضی
...:اوه نمیدونستم بلبل زبونی هم بلدی
÷من صاحب دارم رو عقب دیوونه روانی، بهم دست نزن
...: خب ببین خانم صاحب دار همینطوری که نمیتونم ولت کنم ، برای اینکه بزارم بری باید یسری کار برام بکنی
÷نهه نمیکنم هیچکاری برات نمیکنم ، به حرف توعه عوضی گوش نمیکنم برو گم....
.
*چاقو رو روی پوست گردنم فشار داد که ساکت شدم.
....:هیس ساکت باش کوچولو، ما اینجا یکم کار داریم، نظرت درمورد اینکه بیبی من بشی چیه ؟
÷عمرا

از روی صندلی بلندم کرد و روی زمین انداختم، کمربندش رو درآورد و تا میخوردم کبودم کرد لعنتی

...:خب می‌دونی کوچولو بعضی از بیبی ها بعضی وقتا بی ادب میشن و باید تنبیه بشن، تو ازین به بعد مال منی و برای من کار میکنی وگرنه دیگه اون مینهو ی احمق رو نمیبینی .
÷نه نمیخوام ولم کن برم
..: بست نبود نه؟ نکنه از جنس کمربندم خوشت اومده؟
÷خواهش میکنم بزار برم *اروم


بقیه پارت بعد
دیدگاه ها (۳)

برده عمارت جئون

گل خونی پارت 47تهیونگ وارد شود جیمین با سرعت رفت پیشش # به ج...

*🍓 𓂃 ࣪˖ ִֶָ✨️اما آخرش لبخند زد و گفت:- دلم می‌خواد آدمایی که...

پارت ٨:با بالا تنه برهنه جلوم وایستاد بدن عضله ای داشت واقعا...

𝐓𝐡𝐞 𝐋𝐚𝐬𝐭 𝐒𝐞𝐚𝐭 | صندلی آخر𝐏𝐚𝐫𝐭: 𝟐صبح روز بعد، دوباره سوار اتو...

Pat:1اسم : عاشق چشماش شدم ا.ت . صبح که از خواب بیدار شدم دید...

#دو پارتی از هیونجین . درخواستی موضوع: (وقتی توی کمپانی باها...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط