*SONA*

*SONA*
ای مادر داغدیده نداری خبر از من
گز گردش ایام چه آمد برسر من

من تازه گلی بودم اندر چمن حسن
نشگفته فرو ریخت اجل بال و پر من
SONA***

دیدگاه ها (۱)

جادویی به نام عشق

★ازدواج اجباری...p⁴بعد اینکه با چتر رسیدیم خونه، نشستیم روی ...

{تکپارتی}....... صدای داد و فریاد هایشون خونه را پر کرده بود...

ایا همیشه تنفر باقی می‌ماند؟✨پارت۹✨_________________🌘🌗🌖🌕🌔🌓🌒_...

The Joke That Broke Us

پارت ۴: سنگینیِ حقیقتتهیونگ به سختی پلک زد. تاریِ دیدش کم‌کم...

فیک تاج سلطنتی (The Royal Crown)

سلام کیوتچه ها🎀خب من این رمان رو نصف نیمه ول کرده بودم ولی خ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط