عادت میکنم به داشتن چیزی و سپس نداشتنش...

عادت میکنم به داشتن چیزی و سپس نداشتنش...
به بودن چیزی و سپس نبودنش..
.تنها عادت میکنم...
اما فراموش نه!!
شبها زیر دوش آب سرد رها میکنم بغض زخم هایم را
درحالی که همه میگویند...خوش به حالش!!!
چه زود فراموش میکند.!..
دیدگاه ها (۳)

نوشته هایم را می خوانی…   و می گویی: چه زیبا!  راستی…  دردها...

آرامــــــــــــش وجــود مـن بــودن در آغــوش مــردانــه ات ...

بــاشـد هر چـه تو بگویـی ...!  کمـی زمان می خـواهـم ...  هــ...

پنجره ها کلافه اند ازسنگینی ِ نگاه منتظرم...اگر نمی آیی اینق...

خب خب ادامه فیکمونو میزارم که تموم بشه بعدش فیک جدیدمو آپ می...

فیک مافیاها پارت ۳۳شوگا: جوجه چیزی نیست یه خراشه فقطته: دستم...

𝕯𝖗𝖊𝖆𝖒 𝖜𝖎𝖙𝖍 𝖒𝖊⁴شَب هَمهِ ما یِڪی بود، اَما تاریڪی هایِمان فَر...

𝖨 𝗁𝖺𝗏𝖾 𝗇𝗈 𝖼𝗁𝗈𝗂𝖼𝖾 ، 𝗆𝗒 𝗅𝗂𝗍𝗍𝗅𝖾 𝗅𝗂𝗀𝗁𝗍𝖯𝖺𝗋𝗍:⑤دختر با بغض به پسر ز...

★彡   Part 65 彡★ با کف دستم اشک ها رو از روی صورتم پاک کردم و...

𝕯𝖗𝖊𝖆𝖒 𝖜𝖎𝖙𝖍 𝖒𝖊⁹مرگ عادلانه‌ترین چیز تو این دنیاست.هیچ‌کس تا ح...

ابلیس

part ⁹* ۲ ماه بعد..ویو ستاره کوشولوتون👈🏻👉🏻🎀:توی این ۲ ماه ات...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط