دوست دارم که بعد مدت ها،نت بخوانی و از "بنان" بزنی

دوست دارم که بعد مدت ها،نت بخوانی و از "بنان" بزنی
با سه تارت مرا بشورانی،تا خود صبح "شد خزان" بزنی..

ذوقم این ست بعد از این دوری،کل امشب دوباره بیداریم
من برایت غزل بخوانم و باز،تو برایم دم از "زبان" بزنی..

رژ قرمز چقدر می آید،به لب و استکان و این چایی
استکان می شود پر از ماهی،به لبانش اگر دهان بزنی..

محمد شریف
دیدگاه ها (۲)

آخرش درد دلت در به درت خواهد کردمهره مار کسی کور و کرت خواهد...

قصـــه با طعــــم دهان تو شنیـــدن داردخــواب،در بستـــر چشم...

شب است و باز چراغ اتاق می‌سوزددلم در آتش آن اتفاق می‌سوزد در...

فردی چند گردو به بهلول داد و گفت : بشکن وبخور وبرای من دعا ک...

نفس می‌کشم. همین. نه برای فردایی که نیامد، نه برای خاطره‌ای ...

هنوز هم وقتی صدای همآن موسیقیِ خاص در خانه می‌پیچد، انگار زم...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط