اشک مراهیچ کس ندید،..

اشک مراهیچ کس ندید،..
تا کنارم بنشیند و دلداریم بدهد. ..
هیچ کس نفهمید که خورشید چقدر دیر طلوع کرد،..
دل من هزار بار با یاد تو خروشید و انقلاب کرد ومن با تازیانه ی عقل این شورش را خفه کردم،..
حالا خسته و زخمی گوشه ای زانوی غم بغل گرفته و منتظر آخرین فرصتها و تصمیمهاست،..
حالا امید وهستی اش در گرو قدرت عشق من است،..
حالا فقط می تواند با"عشق"آرام بگیرد و خواهد گرفت،..
چون:
"من عاشق دیوانه ای بیش نیستم"
دیدگاه ها (۳)

دلم میگیرد... دلم برای دلم میگیرد ، برای غربت غریبانه اش ، پ...

ﺧﺴﺘﻪ ﺍﻡ . . . . ﺧﺴﺘﻪ . . ! ! ﺗﺎ ﮐﯽ ﭘﺸﺖ ﺍﯾﻦ ﭘﻨﺠﺮﻩ ﻣﻨﺘﻈﺮ ﺭﺳﯿﺪﻥ...

تا آسمان شکستنم را دید ب هوایه دلم ابری شد... تا دید ک بغض گ...

شده با گفتن یک حرف... شده با یک نگاه سرد... پشیمونم کن از رف...

پارت 6=ضربان قلب

#تاج_و_طوفانپارت ۳۹: خانه، فقط یک نفر بودنور خروجی معدن حالا...

(سناریو فرفره های انفجار)(BL)

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط