بغلم

بغلم
کن که
هواسرد ودلم
تبدار است، لب تو
داغ ترین لحظه این
دیدار است، بغلم کن
که در این
دشټ
فراموشی
شب،چشم تو ،
حـــادثه‌ای روشن
و بـــــی تکـــرار است
خــوشا شبی که بـه آرامگاه من باشی
تن من آسمان تو باشد ، تو ماه من باشی
تن تو باغی است
که باعشق باقی است
دیدگاه ها (۷)

مـــرا بـه رنـــگ آبـی دربـیــاور ۱۴" در آغوش رویای آبی ات "...

عکسم باهوش مصنوعی.ملکه خوب ها

تقدیم باعشق خدمتِ باسعادتِ زندگیم:🫂چراغ لاله روشن در حباب شب...

عاشقانه های شبنم

رمان : فقط به من نگاه کن#𝗝𝘂𝘀𝘁_𝗹𝗼𝗼𝗸_𝗮𝘁_𝗺𝗲Part_22فصل یازدهم | ...

پارت: 27 (بخش5) **زاویه دید: زین**«داری دروغ میگی.» هیزل با ...

خاکسترِ خاطره»شبی که ماه، بی‌حوصله، پشتِ ابرهایِ خاکستری پنه...

#سه_و_سه_دقیقه𝑪𝒉𝒂𝒑𝒕𝒆𝒓 𝑶𝒏𝒆 : ¹𝑷𝒂𝒓𝒕 : ²⁴ویو لیلی ___اون شب رو ...

فیک : بین راندها

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط