شب به شب بر آسمان دارم نظر

شَب به شَب بر آسمان دارَم نَظَر
تا بجویم روی تو از هَر قَمَر
هَر چه را گَشتَم نَدیدم روی تو
گو کُجا رَفتی که ماندَم پُشتِ دَر؟
کوچه های عاشِقان طی می کُنَم
کو نوایت گر چه آیَد مُختَصَر؟
جای پایَت را به دِل دیدَم ولی
دَشتِ لاله گَشته سیر از خونِ تَر
می روم دریا به دریا طی کُنَم
بَلکه زان سامان تو را باشَد اثَر
سَر به بالین و دِلم دَر پیشِ تو
تا کُجا باید رَوَم کوه و کمَر
گَرچه مَجنون رَفته دَرصحراشبی
روز و شَب با ناله بودم دَر به دَر
دیدگاه ها (۵)

ندانستم چه میگوید پسِ آن پرده وُ پنهانولی دانم مثال من ...

بَهارَم بودی و روح و رَوانَمنِشَستی بَر زَمین ...

چندی شُدِه  دِل  نمی بَرد  فرمانَم شاید  که نِشَسته  تا  بِگ...

گر  بَر سَرِ  پیمانِ  مَنی  بِسم اللهگر پاره ای ازجان وتنی ب...

شب و ساحلصخره ای و مردی تنها به راهمانده در نظرش هنوزجای پای...

بوسه ام داغ است و بی پروا، کجا بگذارمش؟روی لبها یا که بازو ه...

اسم زیبای تو را روی دلم "ها" میکنمناگهان میبارم و آهسته غوغا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط