دنبال راهی برای بخشیدنت بودم و تو برای زدن یه زخم جدید چا

دنبال راهی برای بخشیدنت بودم و تو برای زدن یه زخم جدید چاقو تیز می‌کردی... ͘⸳ꪶ
دیدگاه ها (۰)

زمانی که کافکا به دلیل بیماری به برلین نقل مکان میکنه در پار...

حال سربازی رو دارم که وقتی برمیگرده خونه، می‌بینه یکی دل نام...

ی ادیت از حرف دلم تا آخر ببین.. یه دیالوگ قشنگی بود میگفت:شا...

خلسه

عشتری شعله ای جهان کردیدربه‌در گشتی و تباه کردیپیر را در عشق...

ترجمه:دوما میگه آکازا یه راهی پیدا کردم که تو می تونی صدای م...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط