انقد گریه نکن ی نگا به سنتم کن

انقد گریه نکن ی نگا به سنتم کن
ب چِشَم انقدم زل نزن که نصف شب شد
میگیرم باهم ویزای دور دنبال چیزای خوب
کارای خوب،بالای کوه
باربکیو ریز لا و دود
ی تکس ب اکست بزن ب جسمت حست
خوب بده که توی قلبت سر سر شه
نخواستی هم میریم باهم
خونه ی دوست خوبم
هر کاری خواستی بکن و بگو نوش جونم
میریم اونجا که دیگه غمی نباشه
گریه رو رو صورتت نه،هر خری نپاشه
میدونی دنیا مال قوی هاشه
پس پاشو لباساتو تا کن
بریم باهم دیگه ایستگاه قطار نگو نیست راه فرار....
♬zεdβαζi♬
دیدگاه ها (۲)

رو شیپشون کراش زدم-راستی اینا کاراکتر های سناریو ی جدیدم هست...

سناریو جونگکوک

Anya x Damian پارت۵۵

ازدواج اجباری part : 9 ویو ملودی بعد ده مین رسیدیم به یه عما...

𝐏𝐚𝐫𝐭𝟑𝟔بادیگارد ماشین رو اورد جیمین در ماشین رو باز کرد تا نی...

🖤My little girl~» 🖤دختر کوچولوی من~» 🖤Part _دو شبه دیگه؟؟؟!؟...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط