درونِ من,

درونِ من,
زنِ غمگینی...
پشت میز ڪافه‌ها,
در انتظارِ مردیست,
ڪه دست در دستِ معشوقه‌اش...
زیر باران
قدم میزند...
دیدگاه ها (۰)

🖤 معشوقه‌ی مخفی𓆩 پارت شانزدهم 𓆪جیمین دست ات را گرفت.ـ «باید ...

عاشقانه های شبنم

معشوقه و خدمتکار

(#قرمز_ممنوع ❤️#part¹⁶﴿ویو تهیونگ﴾همه‌چیز در یک لحظه متوقف ش...

کامیل خودشو پشت یوشیرو جمع کرد حضور اون دوتا خیلی سنگین بود ...

⊹⊱او شب هنگام آمد⊰⊹p43شب...قلعه برخلاف همیشه شلوغ‌تر بود.صدا...

***### 🖤 **رمان: ازدواج اجباری با یک مافیا**### **فصل دوم - ...

p5

عاشقانه های شبنم

#عشق_ممنوعه‌_شبپارت هشتم | ورود به اتاقیونگی فوراً جلوی من ا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط