هذیان می گویم و شب ها

هذیان می گویم و شب ها
تا صبح راه می روم ،
نازنینم ،
کمی تب کرده ام ...
با خیالت
عشق بازی می کنم و او
هی چشمانم را
خیس می کند ...
دیدگاه ها (۳)

نشسته ام ..خسته امدیگـر قایق نمیسـازمپشت دریاها هرخبـرےکه می...

جـور مـیـکـنـد خـدا در و تـخـتـه را بـا هـمآن طـور کـه تـو و...

آدَما دارَن‍ مِثعـ عَروسَکـ میشَنـ تـا یِکیـ بِهِشونـ دَستـ ...

حق نــداری بہ کسی دل بدهے اِلا مـــنپیش روی ت...

❤️💔❤️تو مرا آزردی، که خودم کوچ کنم از شهرت،تو خیالت راحت، می...

فصل دوم بخش دوم جنگی دردناک از زبان آنتونی part26

ستاره پوش مخملی خون رگ به رگ شده از زبان ستاره پوش part47

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط