رفتم که بفهمی قفست هم عددی نیست

رفتم که بفهمی قفست هم عددی نیست
پرواز نکردن، سببش نابلدی نیست
من ساحل دل مرده، تو دریای خروشان
در چشم تو این فاصله‌ها چیز بدی نیست
هر شب به تو تابیدم و احساس نکردی
افسوس که دریای دلت، جزر و مدی نیست
سیلی خور امواج، ولی ترس نبودت
می‌گفت که طوفان صدایش ابدی نیست
هرچند که بیزارم از این عشق و تصاحب
این نفرت از آن سیلی آخر که زدی نیست
رفتم که بفهمی اگر این ترس نباشد
دل کندن و دل سنگ شدن کار بدی نیست

‌
دیدگاه ها (۱۴)

مرد بی رحم

پارت: 8 (بخش2) صدها هزار نفر آدم پولدارتر و وصل‌تر از ما دار...

KIM V

رمان: طنین سکوت (Echoes of Silence)پارت بیست‌ویکم: خلع‌سلاحِ...

فاصله یک لبخند تا جنون

رفتم که بفهمي قفست هم عددي نيستپرواز نکردن، سببش نابلدي نيست...

رفتم که بفهمی #قفست هم عددی نیستپرواز نکردن، سببش #نابلدی ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط