"بادبادک بازیگوش"

"بادبادک بازیگوش"

تو بادبادک بازیگوشی بودی
که با دنباله ی عطرش
هر روز
از خیابان نوجوانی‌ام می گذشت
و من کودکی که می دوید،
می دوید،
می دوید... و نمی رسید.

کودکی که موهایش جوگندمی شدند،
اما هرگز نخواست بزرگ شود
چرا که بزرگ شدن،
فراموش کردن تو بود!

من کودکی بودم که تمام عمر
می دوید و دست تکان می داد،
برای بادبادکی
که با بادها می رقصید،
و او را نمی دید. // "یغما گلرویی"
دیدگاه ها (۱۶)

شب قدر شبی است که باید بیدار شد ...نه اینکه تا صبح بیدار مان...

خدایا،آسان بودن دشواراست آسانم کن،خداونداکلام توبودن دشواراس...

آیت اله بهجت ره فرمود :هروقت نیمه شب بی اختیار بیدار شدید , ...

روزی حکیمی به شاگردانش گفت:می خواهیم یک بازی انجام دهیم.بچه ...

پدرم....🥀بعد از تو، تمامِ خانه‌های دنیا برایم غریبه شده‌اند....

𝑳𝒐𝒗𝒆 𝒐𝒓 𝒍𝒊𝒆❷❷صحبت و حرف فقط باد هوا میباشدبغلم کن که غزل هم ...

تکپارتیوقتی بین دخترو پسرش فرق میزاشتصدای خنده‌ی بچه‌ها تمام...

╔════════════════════════════╗پارت ۱۰۳ | «خاطره‌هایی که نزدی...

فیک جونگکوک خواب های واقعی

وقتی باران بند آمدباران از صبح می‌بارید.ات کنار پنجرهٔ کافه ...

فصل دومپارت چهاردهم | گفتنِ یک حقیقت سختسه روز گذشت...اما جن...

بالهای سرخ پارت ۱۱

پارت اول: عمارت خاموشباران از نیمه‌شب شروع شده بود.قطره‌های ...

p20

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط