ای وای که عشق جامه در ید از تن ما باز

ای وای که عشق جامه در ید از تن ما باز

بی معجزه افشا نشد این تهمت واین راز

پایی نشد همراه که بگریزد از این راه

قفلی به در افتاد و بشد معرکه ها ساز
دیدگاه ها (۲)

تو بگو دل که بـه آهنــگِ دلت ســاز کنم تو بگو عشق که مـن عــ...

حال بگو گفتم :دلی ویران سری حیران غمی پنهان تنی بیجان .

فراتر از خویش

آوای شب پارت ۳۰ ویو نویسنده انیا با صدای گریه بکی به خودش آم...

#Criminal love#

۲۷ شهریور، روز شعر و ادب فارسی و بزرگداشت استاد شهریاربه یاد...

خیلی قشنگه با حوصله بخونید داستان حضرت حبیب بن مظاهر چیست؟ و...

╭──────────────╮ 𝐒𝐰𝐚𝐧 𝐨𝐧 𝐭𝐡𝐞 𝐓𝐫𝐢𝐠𝐠𝐞𝐫 ‌ ‌ ‌ ╰──...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط