آن روزها پیراهنم بودی

آن روزها پیراهنم بودی
یک روز کامل بر تنم بودی
از کوچه‌ام هرگاه می‌رفتی
با سایه‌ی من راه می‌رفتی
ای کاش در پایت نمی‌افتاد
این بغض‌های لخت مادر زاد
ای کاش باران سیر می‌بارید
از دامنت انجیر می‌بارید
در امتداد این شب نفتی
سقط جنونم کردی و رفتی
دیدگاه ها (۱)

چه دنیای عجیبی است این دنیای مجازی... مجازی است و در عین حال...

.از بالا رفتن نمی ترسم، ولی از پایین آمدن چرا.برای بالا رفتن...

باید به پادشاه تایلند بگن جرثقیلاشو چک کنه... خدای نکرده اون...

ینی خاااااااااعک تو اقبالم -_-حالا چکار کنم که عشق ندارم برا...

باباجونمدل را به چه مشغول کنم که نگیرد بهانه تو رادر این هیا...

«از چه بگویم؟ از غمی که انگار ریشه‌اش در عمقِ وجودم است و هر...

پارت ۱۰: اخرباران آرام‌تر شده بود.نه مثل قبل که تند و خشن می...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط