غم است و می پراند از لبِ هر کس تبسم را

غم است و می پراند از لبِ هر کس تبسم را
نمی داند تبر فرقِ درخت سبز و هیزم را

کسی کسرِ بزرگی از مرا یکباره با خود برد
عددها درنمی یابند این جا چند/چندم را

غمش سیلی شد و در لانه ام افتاد... با سختی
فراهم کرده بود این مورچه یک مشت گندم را

بدون او کسی نام مرا هرگز نمی دانست
که سیب سرخ نامی کرد در دنیا "سمیرم" را

دلم از او پر است از خاطرات تلخ و شیرینش
کجا بگذارم از این پس خدایا حرف مردم را ؟
دیدگاه ها (۴)

عاقلی بودم به عشق یار دیوانه شدمآشنائی یافتم ازخویش بیگانه ش...

آدم هاآرام آرام نمیشکنن آدمهادریک لحظه بایک تلفنبایک جملهبای...

یک نفررادوست دارم،شعرمیگویم برایش...آمده درزیرشعرمن نوشته : ...

ازمهربان بودن دلم دیگر پشیمان استزخمی شدم دور و برم صدها نمک...

به رسم قصه ها ، یکی بود یکی نبود ... ...در این هنگام بود که ...

به رسم قصه ها ، یکی بود یکی نبود ......در این هنگام بود که ر...

ᴘᴀʀᴛ18

#ویسگون #دختر_بچه #زیبایی

#نینی #ویسگون #زیبایی

#تکست_ناب

#دکلمه_زیبا

#موزیکممنون.سپاسشبتون.عاشقانه

وطن‌ناموسه‌بی‌وطنی‌درده... 💚🤍❤🇮🇷#جمهوری_اسلامی_ایران_پاینده_...

مـارااَزجـان‌باخـتـن‌دَر‌نـبـرد‌مـی‌تـرسانـنـدهـمـان‌هـایـی‌...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط