⚘️⚘️⚘️

⚘️⚘️⚘️
‌آخرین دقایقِ قبل از تحویل سال بود. مامان گفت: یکی‌ش کمه! گفتم: کی کمه مامان؟ اشاره‌ای به سفره‌ی هف‌سین کرد و گفت: "سین‌های هفت‌سین رو می‌گم، ۶ تاست مامان جون!"
گفتم: "بابا، مامان! میشه خواهش کنم بلند بشید بیاید این‌طرف بنشینید؟ روی این صندلی؟ جلوی چراغ؟" گفتند: "مگه اینجا جامون بده؟" گفتم: "نه، این‌طرف قشنگ‌تره، می‌خوام عکس بگیرم". آمدند و ایستادند. با هیجان گفتم: "حالا شد هفت‌تا!"
با تعجب نگاهی به هم کردند، نگاهی به من کردند، شده‌بودند یک علامت سوال بزرگ!!!!
گفتم: هفتمین سین سفره‌ی ما سایه‌ی پر مهر شماست! نگاه کردند، سایه‌شان افتاده‌بود وسط سفره‌ی عید... خندیدند، خندیدیم، سال تحویل شد...🤍


الهی سایه‌ی پدر و مادر و سلامتی، دو سین همیشگی‌ هفت سینتان باشد. الهی برکت باشد و نعمت، همدلی باشد و انصاف، شور باشد و اشتیاق. الهی سال جدید برای همه‌مان ختم به خیر باشد.
دیدگاه ها (۴)

فیک : بین راندها

پارت ۱۹ — سال‌ها بعد 💍🌸چند سال از روز فارغ‌التحصیلی گذشته بو...

𝑺𝑪𝑬𝑵𝑻𝑬𝑫 𝑫𝑬𝑺𝑻𝑰𝑵𝑰𝑬𝑺پارت ۳۹ روز جشن پایان سال بالاخره رسید.حیاط...

ات و کای بعد از چند سال، بالاخره دوباره روبه‌روی مامانشان در...

فاصله یک لبخند تا جنون

نام=)سایه مافیا### پارت هفدهم: خون، بوسه و انتقامِ بی‌رحمانه...

فیک : بین راندها

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط