(شعر از خودم)

(شعر از خودم)
دیوانه ی عشقت شده ام لیک که هستی×
بازنده ی نازت شده ام عهد چه بستی×
وز غمزه ی مستت به هوا رفت شکایت×
دل بود به دستم که تو آن را بشکستی×
فرمان بده تا جان بکنم من به فدایت×
هر چند که لایق نشود ای مه هستی×
گویند که پروانه پرش سوخت ز عشقش×
پروانه که گویند منم شمع تو هستی×
زان ابر بهاری که پر از ناله و زاریست×
بیمارترم چون که سبویم بشکستی×
راضی نشدی بر دل زارم چه کنم من ×
آن دل به تو دادم تو زدی چنگ به مستی×
با من مکن این عشوه و این ناز تو ای یار×
کز دست رود عمر و روم دور ز دستی ×
من مرده ی عشقم طلب باده بکردم ×
خندیدی و گفتی که تو هم باده پرستی×
ای تاب و توانم، تو بیا بی تو فنایم ×
می سوزم و می میرم از این عهد که بستی×
(قالب شعر غزل،لطفا نظر دهید)
دیدگاه ها (۹۴)

عاشقانه های شبنم

#عاشقانه تقدیم زندگیم💕به سرمـ زد ، که "تو" را پاکــ کنمـ از ...

من با تو نگویم كه تو پروانه‌ی من باشچون شمع بیا روشنی خانه‌ی...

این شعر را برای تو می‌گویمدر یک غروب تشنه‌ی تابستاندر نیمه‌ه...

بی تو من زنده نمانم...بی تو طوفان زده ی دشت جنونمصید افتاده ...

اشعار یزدان رستمی اصل و محمدمهدی عسگری فکور

ای خسته از جماعتِ غرقِ ریا حسینای دل بُریده از همه ی رنگ ها ...

چو بستی در به روی من، به کوی #صبر رو کردمچو درمانم نبخشیدی، ...

#بفرست_براشجز تو کسی در دل ما نیست #الهی نظری کن...بین سوخته...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط