داستان وعده بدون
داستان وعده بدون
ان شاءالله
ان شاءالله گفتن قبل از وعده انجام کار و منوط ساختن انجام آن به مشیت پروردگار یکی از دستورات خداوند و از هفت سبب آزار و اذیت شیطان (انوار المجالس، ص ۲۰) که طاقت دیدن آن را ندارد.
آورده اند که : مردی زن صالحی داشت . آن زن ، پیوسته به شوهرش می گفت : که در کارهایت ، ان شاءالله بگو. اما آن مرد به سخن همسرش چندان اعتنایی نمی کرد، بلکه او را مسخره می نمود.
روزی هنگام غذا خوردن به چیزی احتیاج پیدا کردند. آن مرد برای تهیه آن از خانه بیرون رفت و به همسرش گفت : تو به غذا خوردن مشغول باش ، من به زودی باز می گردم .
زن گفت : بگو ان شاءالله !
مرد گفت : مطلب ، خیلی کوچک و ساده است و نیازی به گفتن ان شاءالله ندارد و از خانه بیرون رفت . جالب آن که به محض خروج از منزل ، ماءموران به اتهام دزدی او را گرفته و به زندان بردند. بعد از یک مدت طولانی به خاطر رفع تهمت و کشف مجرم اصلی ، آزاد شد و روانه منزل گردید.
وقتی درب خانه را کوبید، همسرش گفت : کیستی ؟
مرد گفت : من هستم ، ان شاءالله !
زن گفت : تو کی هستی ؟
مرد گفت : من شوهر تو هستم ، ان شاءالله !
زن ، درب منزل را گشود و پرسید در این مدت کجا بودی ؟
مرد گفت : در زندان به سر می بردم ، ان شاءالله !
زن گفت : مگر چه گناهی مرتکب شده بودی ؟
مرد گفت : گناهی نداشتم ، فقط گناهم نگفتن ان شاءالله بود، ان شاءالله (17)!
آری ، گاهی بی اعتنایی به یک حقیقت غیرقابل انکار و کوچک انگاشتن آن ، انسان را دچار زحمت و گرفتاری می کند، و سزاوار است که در همه حال خدا را از یاد نبریم و در انجام کارها بر او توکل و به او امید داشته باشیم .
منبع: نقش زبان در سرنوشت انسان ها، ص 628.
لطفا با ذکر منبع منتشر کنید ( منبع: گناه شناسی 313fadaii.blog.ir)
ان شاءالله
ان شاءالله گفتن قبل از وعده انجام کار و منوط ساختن انجام آن به مشیت پروردگار یکی از دستورات خداوند و از هفت سبب آزار و اذیت شیطان (انوار المجالس، ص ۲۰) که طاقت دیدن آن را ندارد.
آورده اند که : مردی زن صالحی داشت . آن زن ، پیوسته به شوهرش می گفت : که در کارهایت ، ان شاءالله بگو. اما آن مرد به سخن همسرش چندان اعتنایی نمی کرد، بلکه او را مسخره می نمود.
روزی هنگام غذا خوردن به چیزی احتیاج پیدا کردند. آن مرد برای تهیه آن از خانه بیرون رفت و به همسرش گفت : تو به غذا خوردن مشغول باش ، من به زودی باز می گردم .
زن گفت : بگو ان شاءالله !
مرد گفت : مطلب ، خیلی کوچک و ساده است و نیازی به گفتن ان شاءالله ندارد و از خانه بیرون رفت . جالب آن که به محض خروج از منزل ، ماءموران به اتهام دزدی او را گرفته و به زندان بردند. بعد از یک مدت طولانی به خاطر رفع تهمت و کشف مجرم اصلی ، آزاد شد و روانه منزل گردید.
وقتی درب خانه را کوبید، همسرش گفت : کیستی ؟
مرد گفت : من هستم ، ان شاءالله !
زن گفت : تو کی هستی ؟
مرد گفت : من شوهر تو هستم ، ان شاءالله !
زن ، درب منزل را گشود و پرسید در این مدت کجا بودی ؟
مرد گفت : در زندان به سر می بردم ، ان شاءالله !
زن گفت : مگر چه گناهی مرتکب شده بودی ؟
مرد گفت : گناهی نداشتم ، فقط گناهم نگفتن ان شاءالله بود، ان شاءالله (17)!
آری ، گاهی بی اعتنایی به یک حقیقت غیرقابل انکار و کوچک انگاشتن آن ، انسان را دچار زحمت و گرفتاری می کند، و سزاوار است که در همه حال خدا را از یاد نبریم و در انجام کارها بر او توکل و به او امید داشته باشیم .
منبع: نقش زبان در سرنوشت انسان ها، ص 628.
لطفا با ذکر منبع منتشر کنید ( منبع: گناه شناسی 313fadaii.blog.ir)
- ۳.۵k
- ۰۶ تیر ۱۳۹۵
دیدگاه ها (۳)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط