تو گفته بودی می کشد دریا به هرسویت

تو گفته بودی می کشد دریا به هرسویت
من گفته بودم با توام! پارو به پارویت

آشفتگی های خودم را یاد من انداخت
هربار بادی بی هوا پیچید در مویت

تنها به لطف چشم هایت بود تلخی ها،
شیرین اگر شد مثل چای قندپهلویت
دیدگاه ها (۱)

شب بود وماه بود و خیابان و ... کاش تو...باران و عطر چایی وای...

من و تو دوتا پرنده، تو قفس زندونی بودیمجای پر زدن نداشتیم، و...

یک نفرگوشه ی محرابِ دلم زندانی ست! به خیالشکه درآن جاخبرازمه...

عشق کفاره ی یک لحظه نگاه است فقطمثل افتادن از چاله به چاه اس...

سفیر کبیر Grand Ambassador

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط