دفعه اول تو کوچه دیدمش گفت داداشی میای بازی کنیم؟ بعده ای
دفعه اول تو کوچه دیدمش گفت داداشی میای بازی کنیم؟ بعده اینکه بازیمون تموم شد گفتی تو بهترین داداشه دنیایی وقتی بزرگتر شدم به دانشگاه رفتم چشام همش اونو میدید می خواستم از ته قلبم بگم عاشقتم دوسش دارم اما او گفت..... تو بهترین داداشه دنیایی وقتی ازدواج کرد من ساقدوشش بودم بازم گفت تو بهترین داداش دنیایی ووقتی مرد ومن زیر تابوتشو گرفتم مطمئن بودم اگر میتونست حرف بزنه می گفت تو بهترین داداشه دنیایی چند وقت بعد وقتی دفتر خاطراتشو خوندم دیدم نوشته عاشقت بودم دوستت داشتم اما می ترسیدم بگم اون وقت شاید تنهام بزاری برای همین میگفتم...... تو بهترین داداش دنیایی...........
- ۳.۱k
- ۲۵ فروردین ۱۳۹۷
دیدگاه ها (۱۲)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط