عطر تنت ،،

عطر تنت ،،
رو پیراهنم ،،
جا مانده ...
امروز بوییدمش ،،
عمیق ......عمیق
و با هر نفس بغضم را ،،
سنگین تر کردم ...
به یاد آوردم ،،
که تنت سهم دیگریست ...
و غمت سهم من ...
دیدگاه ها (۲)

ای عشق! ای عمیق‌ترین احتیاج‌هادرمان دردها و خود از بی علاج‌ه...

❤️‍🔥╣⁠[⁠No touching فصل ۲]⁠╠⁠❤️‍🔥⁦(⁠。⁠♡⁠part 199♡⁠。⁠)⁩اسب رو...

★彡   Part 48 彡★ به سختی نگاهم رو از چشم هاش کندم."اینجا اتاق...

#in_your_eyespart_9۱ویو کایلا آروم چشمامو باز کردمچند ثانیه ...

گرم بود...آرام آرام پایین می آمدچشم هایش را می دیدم...نگاهش ...

تک پارتی از جونگکوک.

ویو ات ات(.)ته(!). با صدای نفس های سنگین ته بیدار شدم نگاهش...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط