فاصله ی دست ما

فاصله ی دست ما
هر شب چه غوغا می کند
یار عزیز ما فقط
ما را تماشا میکند
هر شب هوا مستانه است
عشقی که صاحب خانه است
زیر و زبر را دیده ام
عقلم تمنا می کند
زاده شده در آذرم
من عاشقو و او همدمم...
دیدگاه ها (۳)

مراسم چهارپایه‌خوانی

حال بگو گفتم :دلی ویران سری حیران غمی پنهان تنی بیجان .

اشعار یزدان رستمی اصل و محمدمهدی عسگری فکور

قسمت ۲: سایه‌ی سنگینِ تغییرهوا ابری بود و آسمان سئول رنگی مت...

از ترس تا اعتمادpart: 9«آخر» ...

p12تهیونگ دوباره پرونده را باز کرد.نامی که گوشه‌ی آخرین صفحه...

⁨⁨تو نقطه‌ضعفم را نمی‌شناختی؛ سال‌ها نگهبانش بودیاجازه بدهید...

﷽🔴‌آقای قالیباف گیرم دهان اندک نماینده ی مخالف خود را ببندید...

پارت ۲۷روز بعد — فاصلهصبح، ته‌سوک زودتر از همیشه خانه را ترک...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط