.

.
ماه تابید و چو دید آن‌همه
خاموش مرا
نرم باز آمد و بگرفت در
آغوش مرا

گفت: خاموش درین جا چه
نشستی؟ گفتم:
بوى محبوبه‌ی شب می‌برَد
از هوش مرا

#فریدون_مشیری
تقدیم به مردپاییزی زیبای
من عااااااشقتم.
#تنها.میمیره برات
دیدگاه ها (۰)

تودرمن رویدی .امروزیکی اززیباترین روزهای زندگیم بود.به قدری ...

میخواهم آنقدراز دوست داشتنت بنویسم ...تا تمام مردم زمین     ...

سلام به خود عزیزم.نمیدونم چندوقته ازخودم قافلم.منوببخش.سراپا...

. از خـــــوابِ چشمهای تو تا صبح می پَرَمایــــن روزها هوای ...

پارت شش

بچه ها این عکس ا.ت دازای و چویا است امید وارم خوب شده باشه م...

دختری که ملکه ی جهنم شد

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط