عجب موجودیه آدم، یه روزایی دلش پرواز میخواد، یه روزایی دل

عجب موجودیه آدم، یه روزایی دلش پرواز میخواد، یه روزایی دلش آواز میخواد
یه روز واسه چیزی بی اختیار میزنه زیر گریه که قبلا بهش میخندید، یه روز میخنده به چیزایی که یه روز تو گذشته واسش گریه میکرد،
یه روز از آیینه فراریه ، یه روز دیگه ...
یه وقتاییم اون وسطا هم هست که همه ی زندگی میشه یه «هیچ» گنده، پر از خالیه انگار ، یه حسی داره شبیه خلسه
نه دلش میخواد به روبرو نگاه کنه و نه پشت سرش رو
اینجاس که درونت پر شده از خالی، میخوای فریاد بزنی دیگه بسه، دیگه جای خالی ندارم واسه هیچی،وخواب تنها دوای دردیه که کیلومترها دوره از تو...
«وحید.م»
دیدگاه ها (۱)

..‌‌‌‌‌..الان همه یه جورین که هرکس مشکلات خودشو داره..یکی با...

خنده ی ممنوعه.

عاشقانه های شبنم

#کپشن

professor Riddle p53

.𝓟𝓪𝓻𝓽 ⁴². 𝑚𝑎𝑛𝑑𝑎𝑡𝑜𝑟𝑦 𝑠𝒉𝑎𝑟𝑒..𝓶𝓪𝓷𝓭𝓪𝓽𝓸𝓻𝔂 𝓼𝓱𝓪𝓻𝓮. تهیونگ محکم تر د...

اسم فیک = " محو اقیانوس نگاهت "پارت " 55 | پایانی "" ویو پ...

My lovely neighbor part : 58

ابلیس

چندشش میشد. از خیسی بین پاهاش متنفر بود. نمی‌دونست ماده ی زن...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط