وقتی دخترشو دوست نداشت 💔

وقتی دخترشو دوست نداشت 💔

کیوتا خیلی گشادیم میاد و به زور این پارت و نوشتم پس حمایت کنیناااااا 🤧😮‍💨🤨😌
ویو شوگا
برای یه لحظه نفسم بند اومد انگار همه چی متوقف شد بدو بدو رفتم سمتش و گرفتمش بغلم

شوگا: د...د...دخترم....بیدارشو ( بغض) ( یهو ات بیدار میشه)
ات: ش...شما الان...به....من...گفتید دخترم ( بی جون و شک)
شوگا:معلومه....تو....دختره.....منی..... فدات شممم ( بغض)
ات: ه...ه... همیشه...ی...یکی..از...ارزو هایی که داشتم ا...این...ب...بود..که بهم..ب..بگین.....د...دخترم..الان د..دیگه هیچ آرزویی....ندارم ( و بیهوش شد)
شوگا:...چرا...دارید نگاهه میکنین....زنگ بزنیننن.... آنپولانسسسسسسس ( رو به مردم)

( آنپولانس امد و اتو بردن بیمارستان و شوگا هم همش گریه می کرد)

ویو شوگا
نه نه اون نباید طوریش بشه من چیکار کردم اینا همش به خاطره منه اگر طوریش بشه خودمو نمیبخشم،
اشکام بند نمیومدن دیدم دکتر امد با داد گفتم

شوگا: حالش چطوره ( بغض و عصبانی)
دکتر: خب......
شوگا: د....بناللل دیگههههههه ( عربده)
دکتر:


خماری 😁✌️
دیدگاه ها (۱۳)

وقتی دخترشی و از دستت عصبانی میشه...پارت آخرکم کم پاهاش سست ...

الماس زیبای من part⁵ویو کوک:- توی جلسه همش به فکر دخترم بودم...

وقتی دخترشو دوست نداشت 💔پارت آخر‌ویو تهیونگبدو بدو به سمت ان...

____ دوپارتی_____پارت آخرویو تهیونگگوشیم داشت زنگ می‌خورد سر...

تک پارتی جین ☘️وقتی باهم قهر کرده بودید 💔از پله ها پایین امد...

پارت آخرویو اتکه دیدم بابام بدو بدو به طرفم اومدتهیونگ: چ..چ...

#ازدواج_اجباری پارت 47ات ویو :دیدم که جیمین داره داد میزنهیو...

پارت ۴🤍❄برش زمانی به حال: تهیونگ: انتظار داری دروغاتو باور ک...

پارت آخر۳ساعت بعد...شوگا هرکاری میکرد نمیتونست جلویه اشکاشو ...

پارت ۴ویو اتداشتم همینجوری فکر میکردم که یهو جیهوو بلند شد و...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط