تو چه کردی با من و این قلب ویرانه ام؟

تو چه کردی با من و این قلب ویرانه ام؟
دوست و رفیق که هیچ ، با خود هم بیگانه ام


شانه ی خشک و تکیده ام درد دارد درد
دردش تویی ، سری بگذار بر شانه ام

از سقف خانه ام یات میچکد هر روز
بخاطر همین ، خیس است کُنج ِ کاشانه ام

چه باک که مجنونم بخوانند این جماعت ؟
آری جماعت ، من مجنونم و دیوانه ام

مثل نسیم بهاران که می آید بی‌خبر
روزی تو هم بیا سمت و سوی خانه ام

که من بی روی تو اسپند روی آتشم
تو چه کردی با من و این قلب ِ ویرانه ام ؟
دیدگاه ها (۱)

عاشقانه های شبنم

مرثیهٔ خاموشخواننده: بی.ام.لیمیتمهندسیِ محتوا: بهرام محمدی[ب...

صدای باز شدن در آمد.تو روی مبل لم داده بودی، با چند تا کیسه‌...

╰•★★ زنـבگے בوبارـہ ★★• 9️⃣╯Ⓟⓐⓡⓣ صورتش هیچ تغییری ...

خاکسترِ خاطره»شبی که ماه، بی‌حوصله، پشتِ ابرهایِ خاکستری پنه...

پارت ۴: خرسِ هدیه و بیداری‌هایِ شبانه

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط