آخَرین بار که دیدَمت ،

آخَرین بار که دیدَمت ،
چه میدانستم آخَرین بار است ،
مَن که آدمِ آخَرین بارها نبودم ،
بلد نبودم ؛
خودت باید به مَن میفهماندی که
بیشتر نگاهت کُنم ،
چَشم هایَت را حفظ کنم ..
مجبورت کنم تا بیشتر قَدم بزنیم ،
بیشتر صِدایت را گوش کنم
بیشتر دست هایَت را ...
راستی آخَرین بار
اصلا دَست هایت را گرفتم ؟!
اصلا چرا اصرار نکردم که
یک فِنجانِ دیگر چای باهَم بنوشیم ..
"لعنت به تمام آخَرین بارهایی که نمیدانستیم ..."
دیدگاه ها (۱)

🍁 ترسناکترین چیز در مورد فاصله اینه که نمیدونی دلتنگت میشن ی...

#مادر❤

جذاب ترین مرد دنیا هم باشی به زشت ترین زن دنیا بگویی می توان...

دختری که من عاشقش شدم و باهاش ازدواج کردم، عکاس بود. اگر باه...

" از یک غریبه...به دلیل زندگیم! "part : ⁵⁶{ taehyung }ابتدا ...

خیلی ذوق دارمشبیه همان شوقی که بارها در نگاهت دیده بودم.می‌د...

آپدیت اکانت پلتفرم موسیقی MelOnامروز به مناسبت انتشار آلبوم ...

اسم: فرکانس سکوتپارت دوماز دیدگاه...؟دو ساعت قبل از شروع مهم...

𝓕𝓪𝓵𝓵𝓲𝓷𝓰 𝓵𝓸𝓿𝓮 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷 𝓪𝓷𝓭 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷①⑥_بخش دوم_ری_به جای خالی‌اش کنا...

رمان آغوشی از جنس خطر پارت سیزدهم 1۴

میبخشی پارت ۴

𝑳𝒐𝒗𝒆 𝒐𝒓 𝒍𝒊𝒆❶❷_بخش دوم_از عادت کردن فرار می‌کرد و به فرار کرد...

پارت ۲۹

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط