دختر همساده اومده زنگمونو زده، در رو باز کردم، می پرسه کا

دختر همساده اومده زنگمونو زده، در رو باز کردم، می پرسه کاری داری ایا؟ می گم نه عزیزم، بی کارم! گفت :ادویه کاری رو می گم!
تا یه نیم ساعت داشتیم می خندیدیم. از اون موقع هر وقت منو می بینه می گه کاری داری بالاخره؟
دیدگاه ها (۲)

P²⁴The name of the story: A Ruined, Forced Love(عشق تباه شده...

وقتی سر اینکه دیر خونه میاین دعوا کردین ....### نقطه شروع دع...

رمان بازی حسادت🤍⛓️

⭐🌕کاد فادر🌕⭐پارت۱۳----------------------------------------⭐🌕...

پارت سوم|دیدارپارک لاراـ میچا، حداقل بگو کجا داریم می‌ریم!می...

life like hellp:10چند ثانیه فقط به صفحه‌ی گوشی خیره موندم.نم...

اسم داستان :{{پریود شدن در کلاس معجون سازی با پرفسور اسنیب ...

سناریو جونگکوک

پارت ۱۷∆ اینکه توئم دوسم داری × آره ولی نمیشه .. داداشم ∆ خب...

دهه هفتادی بودن....

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط