برای او که نمی داند تلفظ نامش چه "حالی" دارد
برای او که نمی داند تلفظ نامش چه "حالی" دارد
به غروب خیره می مانم
انگار قرار است
تا همیشه ،
بی طلوع بماند
آدمها گم می شوند
یکی در مه
یکی در غبار
یکی در دود
یکی در خاک
و بی رحم ترینشان ،
بین شما
با ردِ پایی که هر از چند گاه
چون نسیم سحر پس می زند پرده ی اتاق را
به غروب خیره می مانم
انگار قرار است
تا همیشه ،
بی طلوع بماند
آدمها گم می شوند
یکی در مه
یکی در غبار
یکی در دود
یکی در خاک
و بی رحم ترینشان ،
بین شما
با ردِ پایی که هر از چند گاه
چون نسیم سحر پس می زند پرده ی اتاق را
- ۷۰۵
- ۰۹ دی ۱۳۹۴
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط