ادامه

ادامه
تو راه:
ا.ت:جونگکوک؟
کوک:هومم؟
ا.ت:میدونم تو جنی رو دوص داری...منم یکی دیگرو دوص دارم...پس....بیا باهم همکاری کنیم...
کوک:وات؟خاعرم اروم پیش برو ما هم بفهمیم...همکاری؟
ا.ت:اره فک کنم تو هم بدونی من تهیونگو دوص دارم و جنا وقت تهیونگم به زور باهم ازدواج کردن...پس میتونیم چهارتایی باهم نقشه بکشیم‌...
جونگکوک:عاممم اوکی..ولی کار اسونی نخواهد بود...
ا.ت:خودم میدونم پس بیا مثل خواهر برادر که البته هستیم تا اون موقع با هم زندگی کنیم داداشی….

ادامه دارد...
دیدگاه ها (۱)

For the last timep4برای اخرین بار [یه فلش بکه دیگه به وقتی ک...

ادامه پارت 4

For the last time –p3برای اخرین بار (بچه ها هنوز توی فلش بکه...

For the last time–p2park jasmin::kim visaبرای اخرین بار جاسم...

این عشق فیک نیست کوک: اوهوا/ت : ی سوال کوک: بفرما ا/ت : ت...

love in the dark⑧⑤یک ساعت بعد ا/ت: نخوابیدی؟ کوک: نه رفتم کن...

love in the dark⑨①(آخر) یک ماه بعد یومی کامل خوب شده بود و ق...

ویو کوکبا نور خورشید از خواب بیدار شدم یکم تکون خوردم احساس ...

(دلداده)ا/ت: یه بویی میاد سوا:.......ا/ت: غذاممممممممم بغل ک...

Love in the dark⑧⑥ا/ت: سلامکوک: موجینموجین: خوبی؟ خیلی وقت ب...

آتیشی که از بارون شروع شدpart 48ویوی ا. تصدای زن دوباره از ط...

نام:قرارداد نفرتpart:⁴²هانا گفت:«چون مهمونیه دیگه.»ا/ت سرش ر...

آتیشی که از بارون شروع شد part 49ویوی جونگکوکضبط صوت رو بررس...

نام: قرارداد نفرتPart:⁴⁴چند دقیقه بعد، جونگکوک و ا/ت دوباره ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط