من به خانه بازگشتم

من به خانه بازگشتم،
مادرم پرسید:
میوه از میدان خریدی هیچ؟
- میوه‌های بی‌نهایت را کجا می‌شد میان این سبد جا داد؟

+ گفتم از میدان بخر یک من انار خوب.
- امتحان کردم اناری را
انبساطش از کنار این سبد سر رفت...


👤سهراب سپهری
دیدگاه ها (۰)

وقتی که دلتنگی کاردش به استخوانم میرسد و با تمام وجود روی اس...

نازنین آمد و دستی به دل ما زد و رفتپرده‌ی خلوت این غمکده بال...

ساقه نمی لرزد، آب از رفتن خسته است،تو نیستی ، نوسان نیست! تو...

سخنِ عشق تو بی آن که برآید به زبانمرنگِ رخساره خبر می‌دهد از...

پارت (۳)فلش بک به صبح میا آماده شدم. صبحانه خوردم پدرم که مث...

رمان نابودی پارت ۱

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط