وقتی که دلتنگی

وقتی که دلتنگی
کاردش به استخوانم میرسد
و با تمام وجود روی استخوان های
گلویم میفشارد همانند
عصاره‌ایی ردی از اشک
گونه‌هایم را تر میکند ،
درد ِ بدیست نه کسی
کارد را میبیند نه گوشت و استخوان
تحت فشار مرا دستم به جایی بند نمیشود
و دلم برای کسی تنگ میشود
که دیگرنیست ،
تنها خاطرات ِتلخ وشیرینش در
جولان‌گاه دل دست و پنجه
نرم میکند ...
دیدگاه ها (۰)

وقتی که دلتنگی کاردش به استخوانم میرسد و با تمام وجود روی اس...

#پنجشنبه_های_دلتنگیوقتی که دلتنگی کاردش به استخوانم میرسد و ...

تو هر جایگاهی که باشیم ، چه پروفسور باشیم، چه معلم، چه رئیس ...

دلمـ از نبودنتـ پـر استـهـر روز خاطراتمـ را الکـ میڪنم و جز ...

بعدی کی باشه

من...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط