هستی‌ام رفت و دلم سوخت و خون شد جگرم

هستی‌ام رفت و دلم سوخت و خون شد جگرم
باخبر باش که بعد از تو چه آمد به سرم
در قضاوت همه حق را به تو دادند ولی
نکته اینجاست که من رازنگه‌دارترم
گرچه آزردی‌ام ای دوست محال است که من
چون تو از دوست به بیگانه شکایت ببرم
راه بر گریة من بسته غرورم، ای عشق
کاش با تیغ تو بر خاک بیفتد سپرم
من که یک عمر به حقم نرسیدم ای دوست
باشد! از خیر رسیدن به تو هم میگذرم
دیدگاه ها (۱۱)

هستی ‌ام رفت و دلم سوخت و خون شد جگرمباخبر باش که بعد از تو ...

بی‌نظمی

هستی‌ام رفت و دلم سوخت و خون شد جگرم باخبر باش که بعد از تو ...

هستی‌ام رفت و دلم سوخت و خون شد جگرم باخبر باش که بعد از تو ...

هستی‌ام رفت و دلم سوخت و خون شد جگرمباخبر باش که بعد از تو چ...

🍒🌱راه بر گریة من بسته غرورم، ای عشق کاش با تیغ تو بر خاک بیف...

گرچه آزردی ام ای دوست، محال است که من چون تو از دوست به بیگ...

داغ داريم نه داغي كه بر آن اخم كنيم مرگمان باد كه شكواييه ا...

داغ داريم نه داغي كه بر آن اخم كنيممرگمان باد كه شكواييه از ...

میثم مطیعی صبح امروز پیش از اقامه نماز عید سعید فطر ابیاتی د...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط