گفتنی هایی به دل دارم نمی گویم به تو
گفتنی هایی به دل دارم نمی گویم به تو
عاشقت هستم گرفتارم نمی گویم به تو
جان من، با تو هزاران دردِ دل دارم ببین
آنقدر تلخی که اسرارم نمی گویم به تو
سال ها گفتم غزل از شور و شیدایی ولی
از دلیل بغضِ اشعارم نمی گویم به تو
کمترین تدبیردل را مُهر باطل می زنی
صدگره افتاده درکارم نمی گویم به تو
عاشقت هستم گرفتارم نمی گویم به تو
جان من، با تو هزاران دردِ دل دارم ببین
آنقدر تلخی که اسرارم نمی گویم به تو
سال ها گفتم غزل از شور و شیدایی ولی
از دلیل بغضِ اشعارم نمی گویم به تو
کمترین تدبیردل را مُهر باطل می زنی
صدگره افتاده درکارم نمی گویم به تو
- ۱.۶k
- ۰۳ بهمن ۱۳۹۴
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط