𝑭𝒐𝒓𝒈𝒊𝒗𝒆 𝑴𝒆
𝑭𝒐𝒓𝒈𝒊𝒗𝒆 𝑴𝒆
Part 11
جین رینا رو به خونه خودش برد و وقتی وارد شدن مستقیم اونو روی مبل نشوند
جین: همینجا بشین من یه چیزی میارم که زخمت رو تمیز کنم
رینا: لازم نیست خودم خوبم
جین: رینا لطفا اینقدر نگو خوبی وقتی معلومه حالت خوب نیست
رینا ساکت شد و نگاهش رو پایین انداخت
جین با جعبه کمکهای اولیه برگشت و کنارش نشست
وقتی پنبه رو روی زخم صورت رینا گذاشت رینا از درد صورتش رو جمع کرد
جین: ببخشید آرومتر انجام میدم
رینا: تقصیر تو نیست
جین: میدونم تقصیر من نیست ولی میخوام بدونم کی این بلا رو سرت آورده
رینا چیزی نگفت
جین: همون آدمیه که تهدیدت میکنه
رینا آروم سرش رو تکون داد
جین: پدر و مادرتن
رینا چند لحظه مکث کرد
رینا: ناتنیان
جین دست از کار کشید و بهش نگاه کرد
جین: شوگا میدونه
رینا: نه و نباید هم بفهمه
جین: چرا رینا اون دوستت داره
رینا: دقیقا برای همین نمیخوام بفهمه
جین: این چه ربطی داره
رینا با چشمای خیس بهش نگاه کرد
رینا: اگه بفهمه ممکنه به خاطر من آسیب ببینه من نمیتونم اجازه بدم این اتفاق بیفته
جین میخواست چیزی بگه اما وقتی دید رینا دوباره شروع به لرزیدن کرده دیگه سوالی نپرسید
چند دقیقه بعد براش آب آورد و گفت میتونه امشب همونجا بمونه
رینا قبول کرد و بعد از مدتی روی مبل دراز کشید
جین به اتاقش رفت اما هنوز خوابش نبرده بود که صدای گریه آرومی از پذیرایی شنید
وقتی بیرون اومد دید رینا گوشیش رو توی دستش گرفته و به عکسی از خودش و شوگا نگاه میکنه
جین: چرا بهش زنگ نمیزنی
رینا سریع گوشی رو خاموش کرد
رینا: چون اگه صدامو بشنوه میفهمه یه چیزی شده
جین: رینا تو نمیتونی تا ابد ازش پنهون کنی
رینا: فقط کمکم کن فعلا چیزی نفهمه
جین نفس عمیقی کشید و قبول کرد
اما چیزی که هیچکدومشون نمیدونستن این بود که شوگا از چند ساعت قبل داشت به تماسهای بیجواب رینا نگاه میکرد
و حالا تصمیم گرفته بود خودش بره دنبالش
#فیک #jungkook #namjoon #jhope #jimin #suga #jin #teahyung #fike #bts #fake #Music #Favorites #Jennie #Lisa #Rose #Jisoo #Blackpink #BTS #Jungkook #V #Jimin #Jin #hope #RM #Suga
Part 11
جین رینا رو به خونه خودش برد و وقتی وارد شدن مستقیم اونو روی مبل نشوند
جین: همینجا بشین من یه چیزی میارم که زخمت رو تمیز کنم
رینا: لازم نیست خودم خوبم
جین: رینا لطفا اینقدر نگو خوبی وقتی معلومه حالت خوب نیست
رینا ساکت شد و نگاهش رو پایین انداخت
جین با جعبه کمکهای اولیه برگشت و کنارش نشست
وقتی پنبه رو روی زخم صورت رینا گذاشت رینا از درد صورتش رو جمع کرد
جین: ببخشید آرومتر انجام میدم
رینا: تقصیر تو نیست
جین: میدونم تقصیر من نیست ولی میخوام بدونم کی این بلا رو سرت آورده
رینا چیزی نگفت
جین: همون آدمیه که تهدیدت میکنه
رینا آروم سرش رو تکون داد
جین: پدر و مادرتن
رینا چند لحظه مکث کرد
رینا: ناتنیان
جین دست از کار کشید و بهش نگاه کرد
جین: شوگا میدونه
رینا: نه و نباید هم بفهمه
جین: چرا رینا اون دوستت داره
رینا: دقیقا برای همین نمیخوام بفهمه
جین: این چه ربطی داره
رینا با چشمای خیس بهش نگاه کرد
رینا: اگه بفهمه ممکنه به خاطر من آسیب ببینه من نمیتونم اجازه بدم این اتفاق بیفته
جین میخواست چیزی بگه اما وقتی دید رینا دوباره شروع به لرزیدن کرده دیگه سوالی نپرسید
چند دقیقه بعد براش آب آورد و گفت میتونه امشب همونجا بمونه
رینا قبول کرد و بعد از مدتی روی مبل دراز کشید
جین به اتاقش رفت اما هنوز خوابش نبرده بود که صدای گریه آرومی از پذیرایی شنید
وقتی بیرون اومد دید رینا گوشیش رو توی دستش گرفته و به عکسی از خودش و شوگا نگاه میکنه
جین: چرا بهش زنگ نمیزنی
رینا سریع گوشی رو خاموش کرد
رینا: چون اگه صدامو بشنوه میفهمه یه چیزی شده
جین: رینا تو نمیتونی تا ابد ازش پنهون کنی
رینا: فقط کمکم کن فعلا چیزی نفهمه
جین نفس عمیقی کشید و قبول کرد
اما چیزی که هیچکدومشون نمیدونستن این بود که شوگا از چند ساعت قبل داشت به تماسهای بیجواب رینا نگاه میکرد
و حالا تصمیم گرفته بود خودش بره دنبالش
#فیک #jungkook #namjoon #jhope #jimin #suga #jin #teahyung #fike #bts #fake #Music #Favorites #Jennie #Lisa #Rose #Jisoo #Blackpink #BTS #Jungkook #V #Jimin #Jin #hope #RM #Suga
- ۵۵۳
- ۲۶ مهر ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط