تاکجای قصه بایدزدلتنگی نوشت

تاکجای قصه بایدزدلتنگی نوشت
تابه کی بازیچه بودن توی دست سرنوشت
تابه کی باضربه های دردبایدرام شد
یافقط باگریه های بیقرارآرام شد
بهردیدارمحبت تابه کی درانتظار
خسته ازاین زندگی باغصه های بی شمار.....
دیدگاه ها (۱)

دارکوب ها را از درخت زندگی تان دور کنید!به دارکوب ها نگاه کن...

𝐓𝐡𝐞 𝐒𝐭𝐨𝐫𝐲 𝐨𝐟 𝐎𝐟𝐟𝐢𝐜𝐞𝐫 𝐉𝐞𝐨𝐧Part³[ساعت ۳:۰۰ ظهر]*بچه های وسایلش...

به نام آن‌که در خون، جاودان شدبه خاکِ خستهٔ ایران، نشسته گرد...

@mobina.one هر چی بیشتر میگشتم ، کمتر به نتیجه می رسیدم .مثل...

دردهای منجامه نیستندتا ز تن در آورمـچامه و چکامه نیستندتا به...

‏بنده در حال حاضر تمام "نا" ها هستم.‏ناراحت، ناکافی، نادرست،...

𝓕𝓪𝓵𝓵𝓲𝓷𝓰 𝓵𝓸𝓿𝓮 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷 𝓪𝓷𝓭 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷②_بخش دوم_"به تو ربطی نداره من ب...

فیک تهیونگ. دوباره تو

چند پارتی بازی ممنوع

خون و عشق 💘 پارت یازدهمهان هنوز کف خیابون نشسته بودآمبولانس ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط