شده ام عاشق تو، وای که حالا چه کنم؟

شده ام عاشق تو، وای که حالا چه کنم؟
مانده ام در طلبت غرق تمنا چه کنم؟

گفته بودی که رعایت کنم آن حد و حدود
من پذیرفتم و حالا نشد اما ، چه کنم؟

تو پر از خاطره ای، داشتنت حق من است
با دل من تو بگو حق خودم را چه کنم؟

دل من هر نفس و لحظه فقط با یادت
می شود شاعر و دیوانه و شیدا چه کنم؟

همه را از دل من عشق تو بیرون کرده
مانده ای در دلم اما تک و تنها چه کنم؟

می سپارم به تو این دغدغه ها را ، اما
تو نباشی ، تو بگو ، با غم دنیا چه کنم؟

خسته ام جز تو دگر از همه چیز و همه **
تو بگو با دل افسرده لبریز تمنا چه کنم
دیدگاه ها (۳)

خخخخخخ

حضرت عباس به اسم فاطمه حساس بودخلقت از روز ازل مدیون عطر یاس...

آواره شدی خانه ی قلبم شده جایتانداخته ام چشم سیه زیردوپایتنق...

آن‌که رخسار تو را این همه زیبا می‌کردکاش از روز ازل فکر دل م...

از کنار من افسرده تنها تو مرو دیگران گر همه رفتند خدا را تو ...

دوش دیوانه شدم عشق مرا دید و بگفتآمدم نعره مزن جامه مدر هیچ ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط