یادت هست یکشب توبمن گفتی نترس ازسیاهی شب

یادت هست یکشب توبمن گفتی نترس ازسیاهی شب
وکنارم ماندی تاکه تاریکی رفت
توکه یادت نیست
که چقدرخوب بودی؟
وبرایت که مهم نیست چه شبهادیدم
وبجان لرزیدم
وچقدرترسیدم
چه خیالیست مرا
بگمانم هستی...
من نمیترسم عشق...کاشکی تاریکی نفسم راببرد
توکه رفتی دگرچه خیال است دنیا
به چه میارزدجان
نفس من بودی...ومن امشب تنهاااا
خاطرات امشب همنشینم شده اند
غزلی میخوانیم...
تاخودصبح که روشن بشود
توکنارم هستی
دستهای گرمت بنوازش هستند
نگرانت هستم
توکجای ایا....
اه...گم شده ام ....بازبیا....بی تابم
من یادت هستیم
توکجایی حالا؟؟؟؟؟
دیدگاه ها (۱)

رها🍂 من تو رااز زمستان های خودتتا بهارِ دیگری رساندمتمام راه...

♡yaşiyorum seni delice ♡...❣️

هر چند رسیدن به تو مقصود و مراد است؛گر میلِ خودت نیست به اصر...

gal benimle 🫴....❣️

رها🍂 منته مانده ی پروازی هستمکه بادنامش را فراموش کرده استنه...

پاییزسرد و بی رحم نیستفقطجسارت زمستـان را نداردذره ذره زرد  ...

یڪ روز یڪ نفر می‌آیدو جای تمامِ زخم‌هایت رابا شعر عوض می‌ڪند...

هر قلبی صاحبی داره و....!صاحب قلبم من تا ابد تویی....

اردبیل عسل سرشیرش معروف.هرفصل اردبیل زیباست

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط