دوتا دستاشو مشت کرد جلوم گرفت و گفت:

دوتا دستاشو مشت کرد جلوم گرفت و گفت:

اگه بگی کدومه میمونم!!!...

چه انتخاب سختی بود...

ترس از دست دادنش تمام وجودمو فرا گرفته بود...

برای از دست ندادنش محکم زدم پشت دست چپش!!!

و گفتم این گله!!!...

دستشو باز کرد...پوچ بود،،،

اشکام جاری شد روی گونه هام...

حواسش نبود،وقتی با دست راستش اشکامو پاک کرد...

فهمیدم دست راستش هم پوچ بود...!!!

** آنکه میخواهد برود;
به هر بهانه ای که باشد;
بلاخره میرود...**
دیدگاه ها (۱۰)

^o^) (^o^)دختر کوچولو از جا پرید. جوری که انگار وحشتناک ترین...

ستاره ای در میان تاریکی فصل ۱پارت ۴۷🌌بعدشکوروگیری کنار شیگار...

اسم رمان گوهر مارگارتا فصل 1 از زبان نویسنده دوتایی داشتن به...

which onepart 14ویو بعد از سالن ناخنبعد از درست کردن ناخن ها...

THE FIRST KISSPART: 5تهیونگ: میتونم عشقتو به خودم حس کنم تو...

دوتا دستاشو مشت کرد جلوم گرفت و گفت:اگه بگی کدومه میمونم...!...

دوتا دستاشو مشت کرد جلوم گرفت و گفت:اگه بگی کدومه میمونم!!!....

دوتا دستاشو مشت کرد جلوم گرفت و گفت:اگه بگی کدومه میمونم!!!....

دوتا دستاشو مشت کرد جلوم گرفت و گفت:اگه بگي کدومه ميمونم!!!....

دوتا دستاشو مشت کرد جلوم گرفت و گفت:اگه بگی کدومه میمونم...!...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط