‌‌

‌‌
حاصل عمر من و عشق
غم و تنهایے است

یادگارے ڪہ از او مانده تب لیلایے است

همه از خاطره ے عشق همین را گفتند

گر نبوسیم لبے
خاطره ها پوشالے است
دیدگاه ها (۱)

یک شبی درکلبه ای باشم توباشی دلبرم کس نباشدپیش ماتنها تو باش...

دوست دارم که تو را«شعر» بگویم ؛ غزلم!به تو هی « جان من » و ...

▫ ️دیگر اے دنیا بہ نامم قرعـہ اے را وا نڪن امتحان پس داده ...

قصه تنهایی بی انتها میشود وقتی که در گستره این جهان کسی را ن...

از این غمِ پنهانِ جگر سوز چه گویمچون دانه ی افتاده به مرداب،...

ازتبِ عشق تو دیوانه شدن یعنی عشقباهمه غیر تو بیگانه شدن یعنی...

غمِ  تنهایی  عذاب  است  به یادت  چه کنم دلِ  سر گشته ىِ من  ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط