صب از خواب پا شدم
صب از خواب پا شدم
از اتاق اومدم بیرون بلند داد زدم
صبــــــــــح همگی بخیـرر
خواهرم:زهر مار وحشی.. چته؟؟
داداشم:بدبخـت صبح ندیده باز با کدوم دوستت قرار داری؟؟
مادرم:خدا مرگت بده بچه زهلـــــم رفت
بابام:اگه این ۱۴سالو صرف یه گوسفنـد میکردم الان یه گله گوسفند داشتم
عاشق این ادبیاتشونم
از اتاق اومدم بیرون بلند داد زدم
صبــــــــــح همگی بخیـرر
خواهرم:زهر مار وحشی.. چته؟؟
داداشم:بدبخـت صبح ندیده باز با کدوم دوستت قرار داری؟؟
مادرم:خدا مرگت بده بچه زهلـــــم رفت
بابام:اگه این ۱۴سالو صرف یه گوسفنـد میکردم الان یه گله گوسفند داشتم
عاشق این ادبیاتشونم
- ۸۱۶
- ۱۲ اردیبهشت ۱۳۹۴
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط