گاهی بعضی حرفارونمیشه به کسی گفت

گاهی بعضی حرفارونمیشه به کسی گفت
وقتی هم نشه گفت تبدیل میشه به بغض
وای که چقدر از بغض لبریزم
دلم میخواد انقدر گریه کنم که نگو
ولی همش بغضه گاهی اشک از چشمام میاد ولی اونجورنیست که منو از درد خالی کنه...
دلم کسی رو میخواد که باحوصله به حرفام گوش کنه...
به حرفایی که مدت هاست تو دلم مونده و روی هم انباشته شده والان شده بغض
به حرفایی که درد خوردم از خیلیا...اما اون خیلیا فکر میکنن من دل ندارم و هروقت خواستن میتونن منو ناراحت کنن
هروقت خواستم برای کسی حرف بزنم یاخسته شدن و دیگه به حرفام گوش نکردن
یافکرکردن حرف هام فقط حرفه واقعی نیست اوناهم باز گوش نکردن...
همیشه برای همه نقش گوش رو داشتم... اونا میگفتن ومن گوش میدادم
اما...
اما هیچکس به حرفام گوش نکرد ...همه راحت ازم عبورکردن...گاهی یه پله بودم واسه بقیه اوناهم بدون توجه روی من پا گذاشتن و بالا رفتن
دلم واسه خودم میسوزه...همیشه سعی کردم دیگران رو آروم کنم ... اونا هم آروم میشدن و بعدمنو فراموش میکردن
....
R...
دیدگاه ها (۳)

عاشقانه های شبنم

گل گرفتم و رفتم قبرستون سر قبر مامان و بابام رسید دسته گلا ر...

❤️‍🔥╣⁠[⁠No touching فصل ۲]⁠╠⁠❤️‍🔥⁦(⁠。⁠♡⁠part 152♡⁠。⁠)⁩نلي : ...

free from the court (p8)

پارت ۲ ویو ا.ت جونگ کوک آروم کنارم نشست سعی کرد فاصلش رو حفظ...

رمان:(تا وقتی که عاشقت شدم ^_^

وقتی بدون اجازه اش میری بار

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط