هلیده دو مین ...

هلیده دو مین ...


چشمان پاییز

خود را تنگ
بر زمین بفشار

خاک هنوز بوی تابستان می دهد
و تن
هنوز بوی عشق.

اما علف روی تو
زرد است
و باد سرد
و پر از دانه های خار

و رویایی که بدنبال تو می آید
با پاهای سایه سا
رویای تو
چشمان پاییز را دارد.
دیدگاه ها (۱)

چه بی تابانه می خواهمت ای دوری ات ازمونتلخزنده به گوری !چه ب...

شب خوش خورشید ...نام تو می جوشد از یقین بی تابانه میخواهمت .

زیباترزیباترند شعرهای نیکبختی.همان‌سان که شکوفه‌هااز شاخه‌ها...

قسمت دوم داستان کوتاه .مرده خورها بی‌بی خانم بادستمالی که در...

مردی که در کنارم بود

𝐩𝐚𝐫𝐭𝟖

اربعین که می‌آید، انگار تمامِ زمین و زمان در یک بغضِ طولانی ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط