رفته بودم قصابی,خیلی هم شلوغ بود

رفته بودم قصابی,خیلی هم شلوغ بود
قصابه,گوشت هرکی آماده میشد
اینجوری صداش میزد:



گوساله کی بود؟؟؟؟

گوسفند بیا جلو!

به یکی هم گفت:تو گوسفندی؟؟؟؟

گفت نه اقا من گاوم

خوشبختانه من جیگر خواسته بودم ،؟

گفت جیگر بیاد جلو .،،،!!




@,,,,D
دیدگاه ها (۲۳)

ای کاش شبم فهم سحـر داشته باشدغم از دل من قصد سفـر داشته باش...

بترس از کسی که مختصات تو را میداند ...هندسه روحت را میشناسد ...

ﺳﮑﻮﺕ ﮐﻦ !..ﻫﻨﮕﺎﻣﯿﮑﻪ ﻧﻤﯿﺪﺍﻧﯽ ﭼﻪ ﺑﮕﻮﯾﯽ ، ﭼﻪ ﭘﺎﺳﺦ ﺩﻫﯽ ﻭ ﯾﺎ ﭼﻄﻮﺭ...

همیشه چشم براهم منبه این دریابه این ساحلنشستم زیر چتر توهمین...

❤️‍🔥╣⁠[⁠No touching فصل ۲]⁠╠⁠❤️‍🔥⁦(⁠。⁠♡⁠part 148♡⁠。⁠)⁩کالسکه...

♥⁠╣⁠[لمس ممنوعه]⁠╠⁠♥⁦ᕙ⁠[⁠・⁠part 87・⁠]⁠ᕗسریع سر تکون دادم. رف...

which one part 11ک. این وقت شب اینجا چیکار میکنی(جدی) ن. خب ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط