میروم دریا شوم تا سر بکوبم روی سنگ

میروم دریا شوم تا سر بکوبم روی سنگ
غرق گردم درخودم، درخود بمیرم بی درنگ

می روم تا آبی دریا شوم آرام و رام
خسته ام از اینهمه رویای کال هفت رنگ

می روم در ساحل خود با خودم خلوت کنم
خسته ام ازپنجره ، دیوارو این دنیای تنگ

می شوم دریای راز آلود تا خود بشنوم
راز تلخ خود کشی را از زبان یک نهنگ

میروم دریا شوم با عشوه های جزر و مد
تا کِشم دل را به سمت ماه خود با پای لنگ

گر شدم دریا زده پس میروم درکوه طور
می زنم در قلب سینا با تمام شور ،چنگ
دیدگاه ها (۴)

می روم دریا شوم تا سر بکوبم روی سنگغرق گردم در خودم، در خود ...

می‌روم دریا شوَم تا سر بکوبم روی سنگغرق گردم درخودم، درخود ب...

می‌روم دریا شوَم تا سر بکوبم روی سنگغرق گردم درخودم، درخود ب...

می‌روم دریا شوَم تا سر بکوبم روی سنگغرق گردم درخودم، درخود ب...

می‌روم دریا شوَم تا سر بکوبم روی سنگغرق گردم درخودم، درخود ب...

می روم دریا شوم تا سر بکوبم روی سنگغرق گردم در خودم، در خود ...

ذکراین لحظه:#خسته ام ازاینهمه رویاےکال هفت رنگ.می روم دریا ش...

𝓕𝓪𝓵𝓵𝓲𝓷𝓰 𝓵𝓸𝓿𝓮 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷 𝓪𝓷𝓭 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷⑨_بخش دوم_هیچکس حال نمک ریختن یا...

یوسف محمدی شاعر کرمانشاهی

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط